بارت و بورتلغتنامه دهخدابارت و بورت . [ ت ُ ] (از اتباع ) در تداول عامه به معنی هارت و هورت . رجوع به هارت و هورت شود.
باروت کوب خانهلغتنامه دهخداباروت کوب خانه . [ ن َ / ن ِ ] (اِ مرکب ) محل باروطکوبی و خانه ٔ کوبیدن باروت بقصد نرم ساختن آن .
باروت کوبلغتنامه دهخداباروت کوب . (نف مرکب ) باروطکوب . کسی که باروت میسازد. (ناظم الاطباء). آنکه باروت را کوبد و نرم سازد.
بارتلغتنامه دهخدابارت . (اِخ ) هاینریش . یکی از مشاهیر سیاحان جغرافی دان آلمان است . وی در سواحل ایتالیا و بحر سفید مدت مدیدی سیاحت کردو درباره ٔ دریای مذکور اثری منتشر ساخته آن
بارتولولغتنامه دهخدابارتولو. [ ت ُ ل ُ ] (اِخ ) قهرمان پیِس «ریش تراش اشبیلیه » اثربومارشه که مظهر کسانی که قیم و در عین حال حسود و با سؤظن هستند میباشد.