باقرلولغتنامه دهخداباقرلو. [ ق ِ ] (اِخ ) نام محلی در حوالی اردبیل . طایفه ٔ شیخ لو قدیم در شیخ لی لندر و باقرلو سکنی دارند. (از جغرافیای تاریخی غرب ایران ص 144).
باقریلغتنامه دهخداباقری . [ ق ِ ] (اِخ ) از شعرای یزد. نام و تخلصش باقر . در عهد شاه عباس بفرمانداری یزد منصوب شد ولی حاکم بدسلوکی بود مگر در اواخر ایام که تغییر حال داد و در سلک
باقریلغتنامه دهخداباقری . [ ق ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان خبر بخش بافت شهرستان سیرجان که در 75 هزارگزی جنوب باختری بافت و 3 هزارگزی جنوب راه فرعی دشت بر به خبر واقع است . ناحیه
باقریلغتنامه دهخداباقری . [ ق ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان رستم بخش فهلیان و ممسنی شهرستان کازرون که در9 هزارگزی باختر فهلیان و بر کنار شوسه ٔ کازرون به بهبهان در دامنه واقع است
باقریلغتنامه دهخداباقری . [ ق ِ ] (اِخ ) زیدبن احمد باقری علوی ، او در زمان متوکل عباسی خروج کرد ولی جمعی که با او همعهد و هم سوگند بودند ازو برگشتند و در جنگ بر دست لشکر متوکل گ