بادگانهلغتنامه دهخدابادگانه . [ ن َ / ن ِ ] (اِ مرکب ) دریچه ٔ مشبکی را گویند که از درون خانه بیرون را توان دید و از بیرون درون را نتوان دید. (برهان ). دریچه ای باشد مشبک و آنرا پا
بادگانهفرهنگ انتشارات معین(نِ) (اِمر.) دریچة مشبکی که توسط آن از درون اتاق بیرون را توان دید و به عکس .
بادگانهفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهنوعی پنجره یا پرده از جنس چوبهای نازک که برای جریان یافتن هوا، جلو در یا پنجره کار میگذاشتند؛ کرکره.
علی آباد ورکانهلغتنامه دهخداعلی آباد ورکانه . [ ع َ دِ وَ ن َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان چهاربلوک بخش سیمینه رود شهرستان همدان واقع در 17 هزارگزی جنوب خاوری همدان و یک هزارگزی ورکانه . ناح
بادفرهنگ مترادف و متضاد۱. هوا ۲. آماس، آماه، نفخ، ورم ۳. پف، فوت، تیز، ریح ۴. توفان، شمیم، صرصر، نسیم، نفخه ۵. بادا، باشد ۶. افاده، خودبینی، تکبر، خودبزرگ بینی، غرور، فیس، نخوت ۷. ابه