بالوعهلغتنامه دهخدابالوعه . [ ع َ ] (ع اِ) چاه میان سرای . (مهذب الاسماء). چاه سرتنگ در خانه که آب باران و جزآن در آن ریزد. (یادداشت مؤلف ) (ناظم الاطباء). چاه آبریز. راه آب خانه
بالوعهفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. چاه فاضلاب در خانه.۲. چاهی که در آن آب باران و آبهای گندیده ریخته میشود؛ آبریز.
بالگویش بختیاری1. بال؛ 2. آستین؛ 3. بازو. bâl-e piran-om derda>:آستین پیراهنم پاره شده است؛ bâl-e arus-e beger:بازوى عروس را بگیر> .