باوهلغتنامه دهخداباوه . [ وَ / وِ ] (اِ) رسیده . نو. (یادداشت مؤلف ).- نوباوه ؛ تازه . نورسیده . میوه که تازه به دست آمده باشد. نخستین از میوه ها که به بازار آید.
باوهواژهنامه آزادباوه (با فتح واو و سکون ها) در زبان لری به معنای پدر است و در زبان کردی جنوبی (کرمانشاه و ایلام) معمولاً به پدربزرگ گفته می شود.
بأهلغتنامه دهخدابأه . [ب َءْه ْ ] (ع مص ) درنیافتن کسی را: ما باءَهْت ُ له ؛ نه دریافتم آن را. (منتهی الارب ). ما باءَهْت ُ له بأهاً؛ درنیافتم آن را. مقلوب مابهات . (ناظم الا
باجهلغتنامه دهخداباجه . [ ] (اِخ ) موضعی بهندوستان : چون آفتاب اقبال ملک ناصرالدین بسرحد زوال رسید، سلطان شمس الدین ایلتمش (التتمش ) فی سنةاربع و عشرین و ستمائه (624 هَ . ق .) ل