بلژیلغتنامه دهخدابلژی . [ ب ُ ] (اِ) پلچی . (یادداشت مرحوم دهخدا).- بلژی فروش ؛ پلچی فروش . صیدلانی . صیدنانی . (از مهذب الاسماء).
بلژیکلغتنامه دهخدابلژیک . [ ب ِ ] (اِخ ) کشوری است در شمال غربی اروپا که وسعت آن 30500 کیلومترمربع و جمعیتش 8989000 تن است . پایتختش بروکسل (بروسل ). از شمال به دریای شمال و هلند
بهرۀ مؤثرeffective gainواژههای مصوب فرهنگستاناختلاف بین آستانههای شنوایی فرد قبل و بعد از جایگذاری سمعک که برحسب دسیبل سنجیده میشود متـ . بهرۀ کارکردی functional gain, FG
نمایش تحویلناپذیرirreducible representationواژههای مصوب فرهنگستانبرای گروه متناهیG، به شرط مفروض بودن میدانی مانندF، نمایشی از آن گروه که در آنFGـ مدول متناظر با آن تحویلناپذیر است متـ . نمایش تحویلناپذیر گروه irreducible