بلوللغتنامه دهخدابلول . [ ب ُ ] (ع مص ) نجات یافتن و رستگار شدن . (منتهی الارب ). || درآویختن . (منتهی الارب ) (از ذیل اقرب الموارد). بلالة. بلل . || سرد و نمناک شدن باد. (منتهی
بلوللغتنامه دهخدابلول . [ ب ُ / ب ِ ] (ع اِ) بقیه ٔ مودت . (منتهی الارب ). بُلّة. رجوع به بلة شود. || طویته علی بلوله و بلولته . رجوع به بلولة شود.
بلگللغتنامه دهخدابلگل . [ ب ِ گ َ ] (اِ) آب نیم گرم . (ناظم الاطباء). بلکل . بلکک . رجوع به بلکک و بلکل شود.
بلولةلغتنامه دهخدابلولة. [ ب ُ لو ل َ ] (ع اِ) حال : کیف بلولتک ؛ حالت چگونه است . (منتهی الارب ) (از ذیل اقرب الموارد از قاموس ). || طویته علی بلولته و بلوله ؛ او را تحمل کردم ب
جبل لکاملغتنامه دهخداجبل لکام . [ ج َ ب َ ل ِ ل ُک ْ کا ] (اِخ ) نامی است که جغرافی نویسان مسلمان به سلسله جبال آنتی طوروس داده اند. رجوع به تاریخ الحکماء قفطی ص 297 و سرزمینهای خلا
جبل لاهملغتنامه دهخداجبل لاهم . [ ج َ ب َ ل ِ ؟ ] (اِخ ) نام کوهی است به اسپانیا. رجوع به الحلل السندسیه ج 1 ص 119 شود.
بهرۀ مؤثرeffective gainواژههای مصوب فرهنگستاناختلاف بین آستانههای شنوایی فرد قبل و بعد از جایگذاری سمعک که برحسب دسیبل سنجیده میشود متـ . بهرۀ کارکردی functional gain, FG
نمایش تحویلناپذیرirreducible representationواژههای مصوب فرهنگستانبرای گروه متناهیG، به شرط مفروض بودن میدانی مانندF، نمایشی از آن گروه که در آنFGـ مدول متناظر با آن تحویلناپذیر است متـ . نمایش تحویلناپذیر گروه irreducible