بلوشلغتنامه دهخدابلوش . [ ب ُ] (اِ) نامی است که در تنکابن و کجور و گیلان به تمشک دهند. (یادداشت مرحوم دهخدا). رجوع به تمشک شود.
بلگشیرلغتنامه دهخدابلگشیر. [ ب َ گ َ ] (اِخ ) دهی از دهستان خدابنده لو، بخش قیدار، شهرستان زنجان . سکنه ٔ آن 579 تن . آب آن از رودخانه ٔ محلی و محصول آن غلات و بنشن و قلمستان است
جبل شمرلغتنامه دهخداجبل شمر. [ ج َ ب َ ل ِ ؟ ] (اِخ ) نام کوهی است به عراق . رجوع به سرزمینهای خلافت شرقی ترجمه ٔ محمود عرفان ص 90 شود.
بل شیرینلغتنامه دهخدابل شیرین . [ ] (اِ) به شیرازی طراثیث است . (تحفه ٔ حکیم مؤمن ) (مخزن الادویة). تراثیث . غلیون .
جبل شحیرانلغتنامه دهخداجبل شحیران . [ ج َ ب َ ل ِ ش َ ](اِخ ) نام کوهی است به اسپانیا که در آنجا معدن بلور یافت شود. رجوع به الحلل السندسیه ج 1 ص 180 شود.
نمایش تحویلناپذیرirreducible representationواژههای مصوب فرهنگستانبرای گروه متناهیG، به شرط مفروض بودن میدانی مانندF، نمایشی از آن گروه که در آنFGـ مدول متناظر با آن تحویلناپذیر است متـ . نمایش تحویلناپذیر گروه irreducible
بهرۀ مؤثرeffective gainواژههای مصوب فرهنگستاناختلاف بین آستانههای شنوایی فرد قبل و بعد از جایگذاری سمعک که برحسب دسیبل سنجیده میشود متـ . بهرۀ کارکردی functional gain, FG