بیرجندلغتنامه دهخدابیرجند. [ ج َ ] (اِخ ) بخش حومه ٔ شهرستان بیرجند از سه دهستان بنام القورات ، شهاباد، نهارجانات تشکیل شده . جمع قراء بخش 533 آبادی و دارای 43401 تن سکنه است . ده
بیرجندلغتنامه دهخدابیرجند. [ ج َ ] (اِخ ) شهری به خراسان و آن مرکز شهرستان بیرجند و قاینات است که در زمان سابق این ناحیه بنام قهستان نامیده می شد و دارای 23488 تن سکنه است . (از ف
بیرگندلغتنامه دهخدابیرگند. [ گ َ ] (اِخ ) بیرجند. شهری واقع در شرق خراسان که معرب آن بیرجند است : قطعه ٔ دیگر از آن بنده برددر نشابور آن پلید بدسیرخواند بر ترشیزیان و یکمنی زعفران
بیرجندیلغتنامه دهخدابیرجندی . [ ج َ ] (اِخ ) ملا عبدالعلی فاضل بیرجندی منجم ایرانی . متوفی بسال 934 هَ . ق . از آثارش : بیست باب در معرفت تقویم و شرح تذکره ٔ خواجه نصیرالدین طوسی و
بیرجندیلغتنامه دهخدابیرجندی . [ ج َ ] (ص نسبی ) منسوب به سرزمین بیرجند. || از مردم بیرجند. اهل بیرجند. || نام یکی از آهنگهای موسیقی است . رجوع به آهنگ شود.
کوچ نهارجان بیرجندواژهنامه آزادکوچ نهارجان یا کوچ خراشاد -یا کوچ ترکها - یا کوچ نوفرست یا کوچ مود -کوچ سربیشه