بیعلاقگیفرهنگ مترادف و متضاد۱. بیتفاوتی، بیرغبتی، بیمیلی، دلزدگی، سردی ≠ علاقهمندی ۲. بیمبالاتی، سپوزهکاری، لاابالیگری، لاقیدی ۳. بیخیالی، بیغمی ۴. تنپروری ≠ مجاهدت، پویایی
بی علاقگیدیکشنری فارسی به انگلیسیdisinterest, indifference, languor, lassitude, lethargy, nonchalance, quietism
بی علاقگیلغتنامه دهخدابی علاقگی . [ ع ِ / ع َ ق َ / ق ِ ] (حامص مرکب ) بی ارتباطی . بدون بستگی . (ناظم الاطباء). || بی میلی . بی مهری .
بیعلاجفرهنگ مترادف و متضادبدخیم، بیدرمان، شفاناپذیر، لاعلاج، درمانناپذیر، علاجناپذیر ≠ درمانپذیر، علاجپذیر