156 مدخل
۱. دهاندره؛ خمیازه.۲. بوی دهان.
(بَ تُ) ( اِ.)1 - خمیازه . 2 - بوی دهان .
بیاستو. (اِ) رجوع به پیاستو شود.
must, need, ought
duty, indication, necessity, requirement, significance
incumbency
۱. شبمانده ۲. بیتوته ۳. شبیخون ≠ تازه
گمنام، بینامونشان ≠ اسمی، اسمورسمدار