بیهنجاری محلی مغناطیسیmagnetic local anomalyواژههای مصوب فرهنگستانانحراف میدان مغناطیسی مکانی معین از میدان میانگین اطراف
بیهنجاری زمینشیمیاییgeochemical anomalyواژههای مصوب فرهنگستانتمرکز یک یا چند عنصر در خاک، گیاه، رسوب، سنگ یا آب که مشخصاً بیشتر از مقدار زمینه باشد
بیهنجاری گرانی هوای آزادfree-air gravity anomalyواژههای مصوب فرهنگستاناختلاف میان گرانی اندازهگیریشده و گرانی نظری در هر ایستگاه پس از اِعمال تصحیح هوای آزاد
بیهنجاری شکنجیcorrugation anomalyواژههای مصوب فرهنگستاننوعی بیهنجاری ساختگی حاصل از خطاهای باقیمانده در همترازسازی یا شبکهبندی دادههای برداشت خطی
بیهنجاری 1anomaly 1واژههای مصوب فرهنگستان[فیزیک] انحراف از وضعیت عادی [رایانه و فنّاوری اطلاعات (فاوا)] هر آنچه در عملکرد نرمافزار منطبق بر انتظارات مبتنی بر مستندات طراحی یا مراجع کاربر نباشد
بیهنجاری 2anomieواژههای مصوب فرهنگستاناحساس شخصی حاکی از عدم تعلق به گروه اجتماعی و نیز احساس بیگانگی و ناامیدی در یک فرد یا جامعه بهخصوص در اثنای رویدادهایی مانند جنگ و بلایای طبیعی و رکود اقتصادی