بیچنلغتنامه دهخدابیچن . [ چ َ ] (اِخ ) بر وزن و معنی بیژن که پسر گیو باشد. (آنندراج ). رجوع به بیژن و بیجن شود.
بی چونلغتنامه دهخدابی چون . (ص مرکب ) بی نظیر و بی مانند. (آنندراج ). بی مثال و بی نظیر و بی شبیه . (ناظم الاطباء). بی مانند و بی نظیر. (فرهنگ فارسی معین ).