بیورواژهنامه آزاد(پهلوی) [وَ ] (عدد، صفت، اِسم) بیوار. ده هزار (10000)؛ بزرگترین عددی که در اوستا آمده بیور است (رک دهخدا).
بیورلغتنامه دهخدابیور. [ وَ / ب َ وَ] (اِخ ) مخفف بیوراسب . نام ضحاک ماران و او را بیورسب میخوانده اند و بتخفیف بیور خوانند لیکن صاحب فرهنگ به این معنی بفتح اول و ضم ثانی آورده
بیورلغتنامه دهخدابیور. [وَ ] (عدد، ص ، اِ) بیوار. در زبان پهلوی ده هزار بود. (فرهنگ اسدی ). ده هزار. (برهان ). (10000) بزرگترین عددیست که در اوستا نام برده شده . در پهلوی بیور،
بیْچَرَگویش گنابادی در گویش گنابادی یعنی فقیر ، ندار ، بدبخت و بیچاره ، بدون راه حل و چاره ، غیر ممکن
بی جگرلغتنامه دهخدابی جگر. [ ج ِ گ َ ] (ص مرکب ) بی جرأت و بیمناک . (ناظم الاطباء). بزدل . (آنندراج ).