بیوسفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. = بیوسیدن۲. (اسم مصدر) امید؛ آرزو: ◻︎ هرکه را همت بلند بُوَد / راه یابد به منتهای بیوس (ابنیمین: مجمعالفرس: بیوس).
بیوسلغتنامه دهخدابیوس . [ ب َ ] (اِمص ) (اسم مصدر از بیوسیدن ) طمع بچیزی از هر نوع که باشد. (برهان ) (از آنندراج ) (از انجمن آرا) (از فرهنگ اسدی ) (از مهذب الاسماء). طبع داشتن ب
بی سوکلغتنامه دهخدابی سوک . (اِخ ) شهرکی است بناحیت پارس از حدود ارگان با نعمت فراخ و هوای خوش . (حدود العالم ).