بزچلولغتنامه دهخدابزچلو. [ ب ُ چ َل ْ لو ] (اِخ ) نام یکی از دهستانهای سه گانه ٔ بخش وفس است . دهستان مزبور بین دهستان های وفس و شراء و فراهان واقع شده و اکثر قرای آن از آب قنات
بزوللغتنامه دهخدابزول . [ ب َ ] (ع ص ) شتری که دندان نیش برآورده باشد. مذکر و مؤنث در وی یکسان است . ج ، بُزْل ، بُزُل . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء).
بزوللغتنامه دهخدابزول . [ ب ُ ] (ع مص ) برآمدن نیش شتر. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). برآمدن دندان نیش شتر. (المصادر زوزنی ). برآمدن دندان نیشتر شتر. (تاج المصادر بی