رژیم باب روزfad dietواژههای مصوب فرهنگستانرژیمی که براساس تصورات عامیانه و غلوآمیز برای مدتی رایج میشود
بشیونلغتنامه دهخدابشیون . [ ب َ ] (ص ) بشیبون . بمعنی فربه باشد که نقیض لاغر است . (برهان ) (از مؤید الفضلاء) (انجمن آرا) (آنندراج ). فربه ، ضد لاغر و فربی نیز مترادف این است .
چندراهۀ هوای کوبشیram intake manifoldواژههای مصوب فرهنگستانچندراهۀ هوایی دراز با مجاری متعدد که در سرعتهایی معین با افزایش میزان مخلوط سوخت و هوا به تغذیۀ سیلندرها کمک میکند متـ . چندراهۀ هوای ضربهقوچی
ویردیکشنری فارسی به انگلیسیfad, fancy, fit, humor, impulse, impulsion, memory, mood, remembrance, senses, understanding, whim, whimsicality, yen
بابدیکشنری فارسی به انگلیسیchannel, fad, fashionable, form, popular, prevailing, prevalent, sound, standard, strait