بجستلغتنامه دهخدابجست . [ ب َ ج َ] (اِ) آواز هر چیزی . (انجمن آرای ناصری ) (آنندراج ). بانگ منعکس . (ناظم الاطباء). آواز هر چیز. و بخست هم نوشته اند. (از برهان ). صوت . و رجوع ب
بَست اَرتادندانیorthodontic applianceواژههای مصوب فرهنگستانهر افزارهای که برای اصلاح موقعیت دندانها به کار میرود
بَست اَرتادندانی بروندهانیextraoral anchorageorthodontic appliance, extraoral orthodontic applianceواژههای مصوب فرهنگستاننوعی بست اَرتادندانی که با اتصال محکم و ثابت به سر، دندانها را در محل ثابت نگه میدارد