بچ بچلغتنامه دهخدابچ بچ . [ ب ُ ب ُ ] (اِ صوت مرکب ) حرف زدنی باشد در نهایت آهستگی و سرگوشی را نیز گویند. (برهان قاطع). پژپژ. (آنندراج ). سخنی باشد که پوشیده از مردم گویند. بیخ گ
جبوبلغتنامه دهخداجبوب . [ ج َ ] (ع اِ) زمین . || روی زمین . || زمین درشت . || خاک . (منتهی الارب ) (قطر المحیط) (ناظم الاطباء). ج ِ جبوبة. (از منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).
بَبُوْگویش گنابادی در گویش گنابادی یک آوا است که برای شماتت کردن یا اظهار تعجب بسته به موقعیت کاربرد دارد ، اِی بع بع ، اَه اَ ه
تابع زبَرجمعیsuperadditive functionواژههای مصوب فرهنگستانتابعی مانند f بهگونهای که بهازای هر y ، x در دامنۀ f(x+y) ≥ f(x) + f(y) ،f
تابع زیرجمعیsubadditive functionواژههای مصوب فرهنگستانتابعی مانند f بهگونهای که بهازای هر y ، x در دامنۀ f(x+y) ≤ f(x) + f(y) ،f
قضیههای مقدار میانگینmean value theorems, laws of the meanواژههای مصوب فرهنگستانقضیههایی که براساس آنها اگر تابع f بر بازۀ بستۀ [a,b] پیوسته و بر بازۀ باز (a,b) مشتقپذیر باشد، آنگاه عددی مانند 0X بین a و b وجود دارد، بهطوریکه (f(b) - f(
تابع جمعیadditive functionواژههای مصوب فرهنگستانتابعی که عمل جمع را حفظ کند، یعنی همواره (y)f(x+y) = f(x)+f
سیبگویش کرمانشاهکلهری: se:f گورانی: se:f سنجابی: se:f کولیایی: se:f زنگنهای: se:f جلالوندی: se:f زولهای: se:f کاکاوندی: se:f هوزمانوندی: se:f