ترشیدگی بینشانflat sour spoilage, flat sour, F.S.S.واژههای مصوب فرهنگستاننوعی فساد در مواد کنسروی که براثر فعالیت باکتریها ایجاد میشود، ولی گاز تولید نمیشود و درنتیجه دو سر قوطی صاف و بدون بادکردگی است
بوسفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. بوسه.۲. (بن مضارعِ بوسیدن) = بوسیدن۳. بوسنده (در ترکیب با کلمۀ دیگر): آستانبوس، پابوس، دستبوس. بوسوکنار: کسی را در کنار یا در آغوش خود گرفتن و بوسیدن.
کبوسلغتنامه دهخداکبوس . [ ک َ / ک ُ ] (ص ) کج و ناراست باشد. (برهان ) (از ناظم الاطباء). کژ و ناراست را گویند. (آنندراج ). کژ باشد. (از فرهنگ اسدی ) : بجز بر آن صنم عاشقی فسوس آ
سیبگویش کرمانشاهکلهری: se:f گورانی: se:f سنجابی: se:f کولیایی: se:f زنگنهای: se:f جلالوندی: se:f زولهای: se:f کاکاوندی: se:f هوزمانوندی: se:f
سیبزمینیگویش کرمانشاهکلهری: se:f zamɪnɪ گورانی: se:f zamɪnɪ سنجابی: se:f zamɪnɪ کولیایی: se:f zamɪnɪ زنگنهای: se:f zamɪnɪ جلالوندی: se:f zamɪnɪ زولهای: se:f zamɪnɪ کاکاوندی: se:f