forayدیکشنری انگلیسی به فارسیپیشاپیش، تهاجم، حمله، چپاول، تاراج، تاخت و تاز کردن، تهاجم کردن، پيغام بردن، چپاول کردن، غارت کردن
بوخلغتنامه دهخدابوخ . [ ب َ ] (ع مص ) فرونشستن آتش و خشم یا حرارت و تب . سست شدن گرما و آتش و خشم و تب . (تاج المصادر بیهقی ). || مانده شدن کسی . (از منتهی الارب ) (آنندراج ) (
بِخْگویش گنابادی در گویش گنابادی یعنی کنار ، بغل ، نام چوبی ریشه یک گیاه که در گناباد با آن خوردنی کَف را درست میکنند.
بوجخکلغتنامه دهخدابوجخک . [ ج َ ] (اِخ ) دهی از دهستان دربقاضی است که در بخش حومه ٔ شهرستان نیشابور واقع است و 196 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 9).
بؤوخلغتنامه دهخدابؤوخ . [ ب ُ ئو ] (ع مص ) (از «ب وخ ») متغیر شدن گوشت . (منتهی الارب ). متغیر شدن گوشت و مانند آن . (آنندراج ). || خاموش شدن و فرونشستن آتش . (از اقرب الموارد)
ریختار تختflat morphismواژههای مصوب فرهنگستانریختاری از طرح (scheme) Xبه طرح Y بهطوریکه در هر نقطۀ x ازX حلقۀ موضعی OX,x روی (OY,f(x تخت باشد
نمایش تحویلناپذیرirreducible representationواژههای مصوب فرهنگستانبرای گروه متناهیG، به شرط مفروض بودن میدانی مانندF، نمایشی از آن گروه که در آنFGـ مدول متناظر با آن تحویلناپذیر است متـ . نمایش تحویلناپذیر گروه irreducible
اتحادیة جهانی حفاظتWorld Conservation Unionواژههای مصوب فرهنگستانسازمانی غیردولتی که در سال 1948 با هدف حفاظت از منابع طبیعی و حیاتوحش، از طریق پشتیبانی و ترویج اقدامات دانشبنیان تأسیس شد و ازجمله اقدامات آن انتشار فهرست قر