بچشلغتنامه دهخدابچش . [ ب َ چ َ ] (اِ) نرمه و پرهای بینی . || سستی . || رنج . مشقت . (آنندراج ) (برهان قاطع) (فرهنگ شعوری )(فرهنگ رشیدی ) (ناظم الاطباء). و رجوع به بچس شود.
بجشکلغتنامه دهخدابجشک . [ ] (اِخ ) کوهی است میانه ٔ بلوک سروستان و خفر فارس . (از فارسنامه ٔ ناصری ).
بجشکلغتنامه دهخدابجشک . [ ب ِ ج ِ ] (اِ) حکیم .طبیب . پزشک . (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (انجمن آرای ناصری ). دانشمند. (برهان قاطع) : و [ غوریان ] طبیبان را بزرگ دارند وهرگه که ای
قضیههای مقدار میانگینmean value theorems, laws of the meanواژههای مصوب فرهنگستانقضیههایی که براساس آنها اگر تابع f بر بازۀ بستۀ [a,b] پیوسته و بر بازۀ باز (a,b) مشتقپذیر باشد، آنگاه عددی مانند 0X بین a و b وجود دارد، بهطوریکه (f(b) - f(
نمایش تحویلناپذیرirreducible representationواژههای مصوب فرهنگستانبرای گروه متناهیG، به شرط مفروض بودن میدانی مانندF، نمایشی از آن گروه که در آنFGـ مدول متناظر با آن تحویلناپذیر است متـ . نمایش تحویلناپذیر گروه irreducible