بگرسلغتنامه دهخدابگرس . [ ب َ رَ ] (اِ)نوعی از سقرلات خوب که کلاه بارانی از آن سازند و آب در آن کم سرایت کند و به روغن چرب نشود : بارگاه طرب باده پرستان ابر است شفق بگرس بارانی
بورسفرهنگ مترادف و متضاد۱. مرکز معاملات اوراقبهادار و سهام ۲. تحصیل به هزینه دولت یاموسسات ۳. شهریه، هزینه تحصیل
بورسفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اختیار آتی ورس اوراق بهادار، بورس فلزات، بورس کشاورزی، بازار، بازار سرمایه کارگزار، دبیرکل حجم معاملات، شاخصسهام، رکود، رونق بازار ریسک، بازده، نسبت باز
بورسفرهنگ انتشارات معین[ فر. ] ( اِ.) 1 - خرید و فروش اوراق بهادار، بها بازار (فره ). 2 - کمک هزینة پرداختی به دانشجو جهت تحصیل ، راتبه (فره ).