ثوریانلغتنامه دهخداثوریان . [ ث َ ] (اِخ ) فرقه ای از متصوفه بر طریقت ابی الحسن احمدبن ثوری . (کشف المحجوب هجویری ).
ثریانلغتنامه دهخداثریان . [ ث َ رَ ] (ع اِ) التقاء ثَریان و ثَروَان ؛ نم به نم رسیدن ، یعنی بحدی باران آمدن که بزمین فرو شود تا با نم و تری زیر زمین تلاقی کند و نیز التقاء ثَرَیا
جثلغتنامه دهخداجث . [ ج َث ث ] (ع مص ) ترسیدن . || ترسانیدن . || زدن . (از منتهی الارب ) (آنندراج ). || بریدن . (از منتهی الارب ). || از بیخ و بن برکندن چیزی را. (از تاج العرو
جوثلغتنامه دهخداجوث . [ ج َ ] (ع اِ) قِبَة. (منتهی الارب ) (آنندراج ). شکنبه ٔ گوسفند. (منتهی الارب ). القِبة، ای کرش الشاة. (ذیل اقرب الموارد از قاموس ).
جوثلغتنامه دهخداجوث . [ ج َ وَ ] (ع مص ) کلان شدن اعلای شکم و فروهشته گردیدن اسفل آن ، و فعل آن از سَمِعَ است . (منتهی الارب ). عظم البطن فی اعلاه او استرخاء اسفله . (اقرب المو