ینگیلغتنامه دهخداینگی . [ ی َ ] (اِ) ینگه . روشنایی . (از ناظم الاطباء) (آنندراج ). و رجوع به ینگه شود.
ینگیلغتنامه دهخداینگی . [ ی ِ ] (ترکی ، ص ) ینی . در ترکی به معنی تازه و نو است و «ینگی دنیا» که به امریکا اطلاق می شود و به معنی «جهان نو» یا «دنیای نو» است ، از آن می باشد.
چینویلغتنامه دهخداچینوی . [ نوی ْ ] (اِخ ) نام یکی از بزرگان چین و از یاران خاقان ترک معاصر بهرام چوبینه : به چین مهتری بود چینوی نام دگر سرکشی بود ژنگوی نام .فردوسی .
کین جویلغتنامه دهخداکین جوی . (نف مرکب ) انتقامجو. کینه جو : چه جویی مهر کین جویی که با اوحدیث مهرجویی درنگیرد. خاقانی .رجوع به کینه جوی شود. || جنگجو. دلاور. جنگ آور. رزمجوی : ز گ
گچینگیchalkinessواژههای مصوب فرهنگستانویژگی مغز دانۀ برنج که با تعیین شدت کدورت دروندانه میزان آن مشخص میشود