یترونلغتنامه دهخدایترون . [ ی َ ] (اِخ ) یثرون . (به معنی فضل او) کاهن یا امیر مدیان و پدرزن موسی . (سفر خروج 2:18) (قاموس کتاب مقدس ).
دوپویترنلغتنامه دهخدادوپویترن . [ رِ ] (اِخ ) یکی از جراحان نامی فرانسه در قرن هجدهم و نوزدهم میلادی بود. وی در دانشگاه پاریس به تدریس و در بیمارستانهای پاریس به معالجه و جراحی پردا
جیترلغتنامه دهخداجیتر. [ ج َ ت َ ] (ع ص ، اِ) مرد کوتاه بالا. (اقرب الموارد) (آنندراج ) (منتهی الارب ).
گویترلغتنامه دهخداگویتر. [ گ َ ت َ ] (اِخ )دهی است از دهستان بیرون بشم بخش کلاردشت شهرستان نوشهر. واقع در 13هزارگزی جنوب خاوری حسن کیف و یک هزارگزی شوسه ٔ مرزن آباد به کلاردشت .