بهداشتکار دهان و دندانdental hygienist, DHواژههای مصوب فرهنگستانشخصی که در زمینۀ ارائۀ خدمات بهداشتی دندانپزشکی آموزش رسمی دیده و وظیفۀ او عمدتاً آموزش بهداشت دهان و دندان و جِرمگیری و پرتونگاری و اقدامات پیشگیرانه برای مه
شیبنوردیdownhill, downhill racing, DHواژههای مصوب فرهنگستانیکی از انواع دوچرخهسواری کوهستان که بهصورت انفرادی انجام میشود و در آن ورزشکاران مسیر شیب تپه را از بالا به پایین طی میکنند نیز: دوچرخهسواری شیب downhill
یائسلغتنامه دهخدایائس . [ ءِ ] (ع ص ) ناامید. نومید. (منتهی الارب ). || زن عقیم و نازا. (از اقرب الموارد).
یائسگیلغتنامه دهخدایائسگی . [ ءِ س َ / س ِ ] (حامص ) حالت و چگونگی یائسه بودن . رجوع به ماده ٔ بعد شود.
یائسةلغتنامه دهخدایائسة. [ ءِ س َ ] (ع ص ) در تداول ، مؤنث یائس . لیکن در عربی صفت «یائس » است بدون تاء مانند حائض . زن عقیم و نازا. زنی که بواسطه ٔ کهولت حائض نشود. ج ، یائسات
یائسگیفرهنگ انتشارات معین(ئِ س ) [ ع - فا. ] (حامص .) پایان دوران تولیدمثل و قطع عادت ماهانه در زنان .
یائسگیفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهپایان دورۀ تولیدمثل در زن که با قطع قاعدگی و بعضی تغییرات جسمی دیگر بروز میکند و معمولاً بین ۴۵ تا ۵۰ سالگی رخ میدهد.