کالای خطرناکdangerous goods, DG, dangerous cargoواژههای مصوب فرهنگستانکالای قابلاشتعال یا سمی که ممکن است در حین حمل، به خدمه و وسیلۀ نقلیه و کالاهای دیگر آسیب برساند و ایمنی سفر را تهدید کند
یلوهلغتنامه دهخدایلوه . [ ی َل ْ وِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان خالصه ٔ بخش مرکزی شهرستان کرمانشاهان ، واقع در 14000گزی باختر کرمانشاه و 4000گزی جنوب باختری باباخان ، با 175 تن س
کوکیلَهگویش بختیاریانعام یا بخشش صاحب خرمن به کودکان (معمولاً بههنگامتقسیمخرمنگندمو حمل آنبهانبارکودکانىازصاحبخرمن تقاضاى کوکیله کنند. صاحب خرمن نیز مقدارى گندم درظرف یادر دامن کو
کیلچهلغتنامه دهخداکیلچه . [ ک َ / ک ِ چ َ / چ ِ ] (اِ مصغر) واحد وزن که آن را ثلث مکوکه دانسته اند. (فرهنگ فارسی معین ). رجوع به کیلجه شود. || وزنی معادل چهار رطل . (یادداشت به خ
یلوجهلغتنامه دهخدایلوجه . [ ی ِل ْ لو ج َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان خانندبیل بخش مرکزی شهرستان خلخال ، واقع در 10هزارگزی باختری هروآباد، با 197 تن سکنه . آب آن از چشمه و راه آن