جیحانلغتنامه دهخداجیحان . [ ج َ ] (اِخ ) معرب جهان . نهری است میان شام و روم . (منتهی الارب ) (آنندراج ). رود مصیصة است ، از بلاد روم بیرون می آید و بدریای شام درمی آمیزد. (مجمل
جوی ًلغتنامه دهخداجوی ً. [ ج َ وَن ْ ] (ع مص )بو گرفتن : جَوِی َ السقاء؛ بو گرفت مَشک . (منتهی الارب ). || مکروه داشتن . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). || موافق نبودن . (اقرب الم