یوزللغتنامه دهخدایوزل . [ زَ ] (اِ) توله سگ و سگ کوچک و یودک . (ناظم الاطباء). نوعی سگ کوچک است . (از شعوری ج 2 ورق 449). شاید دگرگون شده ٔ یوزک باشد. رجوع به یوزک شود.
یوزلکلغتنامه دهخدایوزلک . [ ل ِ ] (ترکی ، اِ مرکب ) کلمه ٔ ترکی است مرکب از «یوز» به معنی صد و «لک » ادات نسبت و بنابراین یوزلک به معنی صدی یا دارای صد «قرش » وآن سکه ای مصری از
زلجیلغتنامه دهخدازلجی . [ زَ ل َ ] (ع ص ) شتر ماده ٔ شتاب رو. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
زلالی هرویلغتنامه دهخدازلالی هروی .[ زُ ی ِ هََ / هَِ رَ ] (اِخ ) (مولانا...) از هری است و چون سرچشمه ٔ شعراء چون آب زلال صاف است ، زلالی تخلص نموده و پدر او مردی درویش و بیخویش و نیک