تازیهاCanes Venatici, CVn, Hunting Dogsواژههای مصوب فرهنگستانصورت فلکی کوچکی در آسمان شمالی (northern sky)، نزدیک به دب اکبر، که فقط دارای دو ستارۀ اصلی است
زردوزیلغتنامه دهخدازردوزی . [ زَ ] (حامص مرکب ) عمل زردوز. (فرهنگ فارسی معین ). چکن دوزی و شغل دوختن جامه رابا تارهای زر و گلابتون . (ناظم الاطباء) : به قدر شغل خود باید زدن لاف ک
زردوزیفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهعمل زردوز؛ هنر دوختن و نقشونگار کردن بر پارچه و جامه با تارهای زر.