انحراف هزینهcost variance, CV 1واژههای مصوب فرهنگستانتفاوت بین هزینۀ بودجهای و هزینۀ واقعی یک فعالیت
خودروِ تجاریcommercial vehicle, CV 2واژههای مصوب فرهنگستانخودروی که در جریان یک برنامۀ تجاری برای حمل کالا یا مسافر به کار میرود
کارنامکcurriculum vitae, CV 3, résumé 2 (fr.)واژههای مصوب فرهنگستانچکیدۀ شرح حال افراد شامل مشخصات فردی و پیشینۀ تحصیلی و اطلاعات دیگر
ناو هواپیمابَرaircraft carrier, CV 4واژههای مصوب فرهنگستاننوعی کشتی جنگی که هواگَرد از روی آن پرواز میکند یا بر روی آن فرود میآید
زروطلغتنامه دهخدازروط. [ زَ وَ ] (ع مص ) دزی در قوامیس عرب آرد: انداختن چوبدستی در میان پاهای یک خرگوش (اصطلاح شکار). || وعده ٔ نادرست و بی پایه دادن به کسی . || عمل وقیحانه . ک
زروطةلغتنامه دهخدازروطة. [ زَ وَ طَ ] (ع اِ) چوبدستی به طول دو پا و به کلفتی سه انگشت که در انتهای آن فلزی از آهن یا مس نصب کنند و این سلاح کسی است که تفنگ نداشته باشد. (از دزی ج
طاس زرلغتنامه دهخداطاس زر. [ س ِ زَ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) کنایه از آفتاب عالمتاب است . (برهان ). || در افواه شنیده شده که صحرای شهر دربند به طاس زر موسوم است و مراد از عقرب (
طشت زرلغتنامه دهخداطشت زر. [ طَ ت ِ زَ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) معروف است که طشت طلا و لگن طلا باشد. (برهان ) (آنندراج ). || کنایه از آفتاب عالمتاب هم هست . (برهان ) (رشیدی ) (آ