cupدیکشنری انگلیسی به فارسیفنجان، جام، پیاله، حجامت، ساغر، گلدان جایزه مسابقات، بشکل فنجان در اوردن، فنجان گذاشتن، بادکش کردن
بادسنج فنجانیcup anemometerواژههای مصوب فرهنگستانبادسنجی مکانیکی با محور چرخش قائم، معمولاً با سه یا چهار فنجان نیمکرهای یا مخروطی که بهصورت متقارن بر روی محور نصب میشود