تماساندوزcall store, CSواژههای مصوب فرهنگستانحافظۀ موقتی که در سامانۀ سودهی وابا برای ثبت تماسهای درحالپیشرفت به کار میرود و تغییرات را در حافظۀ دائمی ثبت میکند
نمای نزدیکclose-up, CU, close shot, CSواژههای مصوب فرهنگستاننمایی که در آن، موضوع شامل شیء یا بازیگر، بیشترِ قابِ تصویر را پر میکند
قمبوزسلغتنامه دهخداقمبوزس . [ ق ُ زِ ] (اِخ ) کمبوجیه پادشاه ایران . رجوع به قُمب سوس و کمبوجیه شود.
کامبوزسلغتنامه دهخداکامبوزس . [ زِ ] (اِخ ) کامبوزس یکی از نامهای متعددی است که مورخان به کمبوجیه داده اند. (ایران باستان ج 1 ص 478).
پاگزسلغتنامه دهخداپاگزس . [زُ ] (اِخ ) پاگزُ. (اِخ )یکی از جزایر ایونی در 13 هزارگزی کرُفو. و آن از همه ٔ جزایر ایونی خردتر است و 8 هزارگز طول دارد و ازآن و جزیره ٔ آنتی پاگزُس ن
جزجز سوختنلغتنامه دهخداجزجز سوختن .[ ج ِ ج ِ ت َ ] (مص مرکب ) در تداول عامه ، سوختن یا بریان شدن به آواز گوشت در دیگ . (از یادداشت مؤلف ).- جزجز سوختن دل ؛ به حال کسی دل سوخته شدن ،
آواکسفرهنگ انتشارات معین[ انگ . A.W.A.C.S ] ( اِ.)1 - دستگاهی مراقبت کننده جهت ردگیری هواپیماهای دشمن که در هواپیمای خودی نصب می کنند. 2 - ( عا.) خبرچین .