بسیاردرخطرcritically endangered, CR 1واژههای مصوب فرهنگستانآرایهای که مطابق با فهرست قرمز اتحادیة جهانی حفاظت به احتمال پنجاهدرصد ظرف پنج سال یا دو نسل منقرض میشود متـ . گونة بسیاردرخطر critical species
بیسیم شناساcognitive radio, CRواژههای مصوب فرهنگستاننوعی دستگاه ارتباطی که فرستنده و گیرندة آن بهطور هوشمند کانالهای ارتباطیِ درحالاستفاده و بدون استفاده را شناسایی میکند و بهسرعت از کانالهای خالی برای ارسا
کارتخوان 1card reader, CR 2واژههای مصوب فرهنگستاننوعی افزارۀ الکترونیکی که دادههای انواع افزارههای ذخیرهسازی حافظهای قابلحمل را میخواند و انتقال میدهد
زقوملغتنامه دهخدازقوم . [ زَق ْ قو ] (ع اِ) مسکه یا خرما به لغت افریقیة و هر طعامی که در وی مسکه و خرما باشد. (منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). نام طعامی است ع
زقومفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. (زیستشناسی) گیاهی صحرایی با ساقههای بلند و ستبر، برگهایی شبیه برگ انار، و گلهایی زرد رنگ.۲. درختی در دوزخ که میوۀ بسیارتلخ دارد و دوزخیان از میوۀ آن میخ
مأزقلغتنامه دهخدامأزق . [ م َءْ زِ ] (ع اِ) (از «ازق ») جای تنگ . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || حربگاه . (منتهی الارب ) (آنندراج ). رزمگاه . (ن
متأزقلغتنامه دهخدامتأزق . [ م ُ ت َ ءَزْ زِ ] (ع ص ) آن که تنگ شود سینه ٔ او یعنی غمگین . (آنندراج ).متآزق . به تنگ آمده از دشواریها و سخت آزرده شده درجنگ . (ناظم الاطباء). || ت