پاکسازی 2clearance, CL, drug clearanceواژههای مصوب فرهنگستانپالایش خون از دارو یا ترکیبات دیگر از راه اندامهایی مانند کبد و کلیه
زمجلغتنامه دهخدازمج . [ زَ ] (اِ) مطلق صمغرا گویند خواه صمغ عربی باشد و خواه غیر عربی . (برهان ). صمغ. (ناظم الاطباء). || مطلق زاج را نیز گویند، اعم از زاج سفید، سرخ ، سیاه ، و
زمجلغتنامه دهخدازمج . [ زَ ] (ع مص ) پر کردن مشک . (تاج المصادر بیهقی ) (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || برافژولیدن قوم را بر یکدیگر. || ناگاه و ب
زمجلغتنامه دهخدازمج . [ زَ / زِ م ِ ] (اِخ )موضعی است در خراسان و احمد زمجی به آن موضع منسوب است . (انجمن آرا) (آنندراج ). یکی از دهستانهای بخش ششتمد شهرستان سبزوار و مرکز آن ش
زمجلغتنامه دهخدازمج . [ زَ م َ ] (ع مص ) خشم گرفتن . (تاج المصادر بیهقی ) (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || (اِ) خشم . (ناظم الاطباء).
زمکلغتنامه دهخدازمک .[ زَ ] (ع مص ) برانگیختن کسی را بر کسی تا سخت خشمگین شود بر وی . || پر کردن مشک را. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
زمکلغتنامه دهخدازمک . [ زِ م ِ ] (ع اِ) بن دم جانور پرنده . (منتهی الارب ) (آنندراج ). دم غزه ٔ مرغ و دم مرغ و بن دم آن . (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
جزملغتنامه دهخداجزم . [ ج َ ] (از ع ، ص ) استوار و محکم و قطع و یقین . (ناظم الاطباء). یقین .(غیاث اللغات ). دل نهادن بر. نیت درست کردن بر. (یادداشت مؤلف ) : هرچه وی گوید همچن
آنیوندار کردنanationواژههای مصوب فرهنگستاننشاندن یک لیگاند آنیونی مانند _Cl به جای یک لیگاند بدون بار، مانند H2O ، در یک واکنش شیمیایی
کلرفرهنگ انتشارات معین(کُ لُ) [ فر. ] (اِ.) گازی است سمّی به رنگ زرد مایل به سبز با بوی تند و خفه کننده که در آب قابل حل است ، علامت شیمیایی آن CL است .