پاکسازی 2clearance, CL, drug clearanceواژههای مصوب فرهنگستانپالایش خون از دارو یا ترکیبات دیگر از راه اندامهایی مانند کبد و کلیه
زموملغتنامه دهخدازموم . [زَ ] (ع اِ) سیماب . جیوه . (ناظم الاطباء). زیبق . (تحفه ٔ حکیم مؤمن ). رجوع به سیماب ، جیوه و زیبق شود.
زموملغتنامه دهخدازموم . [ زُ ] (ع مص ) پر گردیدن و پر کردن مشک را. (منتهی الارب ) (ازناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). رجوع به زم شود.
زموملغتنامه دهخدازموم . [ زُ ] (ع اِ) ج ِ زم : زموم الاکراد محالهم . (مفاتیح العلوم خوارزمی ، یادداشت بخط مرحوم دهخدا). رجوع به دزی ج 1 ص 601 ذیل زم شود.
مجزملغتنامه دهخدامجزم . [ م ُ ج َزْ زِ ] (ع ص ) پرکننده مشک را. (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). || بددلی کننده و عاجز گردنده . (آنندراج ) (از منته
مجزملغتنامه دهخدامجزم . [ م ِ زَ ] (ع ص ) سقاء مجزم ؛ مشک پر. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). پر و گویند سقاء مجزم . (از اقرب الموارد).
کروموزمفرهنگ انتشارات معین(کُ رُ مُ زُ) [ انگ . ] (اِ.) هر یک از جسم های رشته مانند موجود در هستة بیشتر یاخته ها که حامل ویژگی های ارثی اند و تعدادشان در هر جانداری ثابت است .
آزمونافزار مجاز ـ نامجازgo/no-go test equipmentواژههای مصوب فرهنگستانتجهیزاتی که ازطریق آزمون سامانه و علائم دوگانه مشخص میکند که آیا سامانه در بازة مجاز قرار دارد یا نه
آزمون مقاومت مَنجیدplunger testواژههای مصوب فرهنگستانآزمون سنجش بارپذیری تایر و مقاومت آن در برابر صدمات جادهای و ضربه به رویۀ تایر
آنیوندار کردنanationواژههای مصوب فرهنگستاننشاندن یک لیگاند آنیونی مانند _Cl به جای یک لیگاند بدون بار، مانند H2O ، در یک واکنش شیمیایی
کلرفرهنگ انتشارات معین(کُ لُ) [ فر. ] (اِ.) گازی است سمّی به رنگ زرد مایل به سبز با بوی تند و خفه کننده که در آب قابل حل است ، علامت شیمیایی آن CL است .