زنجبیلیانZingiberaceaeواژههای مصوب فرهنگستانتیرهای از زنجبیلسانان علفی با حدود 45 سرده و 700 گونه که در نواحی گرمسیری افریقا و آسیا و امریکا میرویند و ییشترین تنوع را در آسیای جنوب شرقی دارند؛ در قاعدۀ
زنگلغتنامه دهخدازنگ . [ زَ ] (اِخ ) ولایت زنگیان . (لغت فرس اسدی چ اقبال ص 267). ولایت زنگبار. (برهان ) (فرهنگ رشیدی ) (آنندراج ) (انجمن آرا). حبشه و زنگبار و تونس و دیگر ولایا
زنفرهنگ مترادف و متضاد۱. امراء، نسا ۲. بانو، جفت، حرم، زوجه، عیال، متعلقه، منکوحه، همسر ۳. پردگی، مستوره ≠ مرد، همسر