زنگستانلغتنامه دهخدازنگستان . [ زَ گ ِ ] (اِخ ) ناحیه ٔ زنگ . زنگبار. مهمترین ناحیتی است اندر جنوب و بعضی از شرق وی به زابج پیوسته است و شمالش به دریای اعظم و بعضی از مغربش به حبشه
زنجستانلغتنامه دهخدازنجستان . [ زَ ج َ / ج ِ ] (اِخ ) همان زنگستان است . (آنندراج ). زنگبار. (ناظم الاطباء). رجوع به زنگبار شود.
زنگلغتنامه دهخدازنگ . [ زَ ] (اِخ ) ولایت زنگیان . (لغت فرس اسدی چ اقبال ص 267). ولایت زنگبار. (برهان ) (فرهنگ رشیدی ) (آنندراج ) (انجمن آرا). حبشه و زنگبار و تونس و دیگر ولایا