زنگلانلغتنامه دهخدازنگلان . [ زَ گ َ ] (اِخ ) دهی از دهستان چایپاره است که در بخش قره ضیاءالدین شهرستان خوی واقع است و 916 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4).
زنجلانلغتنامه دهخدازنجلان . [ زَ ج َ ] (ع اِ) در آفریقا جُلجُلان . کنجد . (دزی ج 1 ص 606). رجوع به کنجد شود.
زنگلانلولغتنامه دهخدازنگلانلو. [ زَ گ َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان لطف آباد که در بخش لطف آباد شهرستان دره گز واقع است و 354 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9).
زنگلغتنامه دهخدازنگ . [ زَ ] (اِخ ) ولایت زنگیان . (لغت فرس اسدی چ اقبال ص 267). ولایت زنگبار. (برهان ) (فرهنگ رشیدی ) (آنندراج ) (انجمن آرا). حبشه و زنگبار و تونس و دیگر ولایا