زیپولغتنامه دهخدازیپو. [ پ َ / پُو ] (اِ صوت ) اسم صوتی است نظیر زی پنبه که در تصنیفی دیگر (یا همان تصنیف اول ) آمده است : «زیپو زیپو زی پنبه ! دشمن آل پنبه !». (فرهنگ عامیانه ٔ
زیپولغتنامه دهخدازیپو. [ پ ُ ] (ص ) بی رمق و رقیق و بی رنگ و رو. در مورد آبگوشت بی مزه یا چای کم رنگ و پرآب گویند:«اینکه آب زیپو است ». (فرهنگ عامیانه ٔ جمال زاده ). کلمه ای با
زیپلغتنامه دهخدازیپ . (انگلیسی ، اِ) نوعی بست ، مرکب از دو نوار قابل انعطاف دارای دندانه های فلزی یا پلاستیکی قابل در هم افتادن که بوسیله ٔ لغزاندن گیره ٔ کشویی در امتداد آنها
زیپفرهنگ انتشارات معین[ از انگ . ] (اِ.) وسیله ای است که برای به هم پیوستن دو لبة پارچه ، چرم ، مشماع ، جیر و... به لباس ، چمدان ، ساک و... می دوزند. این وسیله متشکل از دو نوار باریک
زیپفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهنوعی بست برای دوختن به لباس به جای دکمه و جادکمه و آن دونوار یا دوباریکۀ پارچه است که در کنار هرکدام دندانههای فلزی بهاندازههای مختلف قرار دارد و با کشیدن