زیمةلغتنامه دهخدازیمة. [ م َ ] (ع اِ) گله ٔ شتران ، کمتر آن دو شتر سه شتر است و اکثر آن پانزده و مانند آن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). گله ٔ شتران از سه تا پان
زیمةلغتنامه دهخدازیمة. [ زَ م َ ] (اِخ ) دهی از نخله ٔ یمان . (منتهی الارب ) (آنندراج ). قریه ای است به وادی نخلة از زمین مکه . (از معجم البلدان ).
جزیمةلغتنامه دهخداجزیمة. [ ج َ م َ ] (اِخ ) ابن العابد مکنی به ابومحمد. ذکر او در سیرة عمربن عبدالعزیز آمده است . رجوع به کتاب مذکور ص 157 شود.
جزیمةلغتنامه دهخداجزیمة. [ ج َ م َ ] (اِخ ) ابن مدرکه . نام جدّ چهارم حضرت پیغمبر (ص ) است . (از انساب سمعانی ).
وزیمةلغتنامه دهخداوزیمة. [ وَ م َ ] (ع ص ، اِ) وزیم . گوشت خشک سوسمار و ملخ و جز آن که کوفته به روغن آمیزند. (منتهی الارب ) (آنندراج ). || دسته ٔ تره و سبزی گردکرده . (منتهی الار
دافنة پلوزیوملغتنامه دهخدادافنة پلوزیوم . [ ن ِ ] (اِخ ) نام محلی در شمال شرقی مصب نیل بعهد داریوش بزرگ .داریوش آنجا ساخلوی نیرومندی برای حفاظت مصر از عربستان و فلسطین ترتیب داد. (ایران
کوزیمولغتنامه دهخداکوزیمو. [ ک ُ م ُ ] (اِخ ) پیرو دی . نقاش ایتالیائی و از اهالی فلورانس (1462-1521 م .). آثار او در تمثال و همچنین نشان دادن صحنه های اساطیری درخشان و برگزیده اس