زَيْدٌفرهنگ واژگان قرآننام پسر خوانده پيامبر(زيد غلامي بود که پيامبر خريداري و آزاد نمود و به دست ايشان مسلمان شد بعدها پدرش اورا مي يابد واز او مي خواهد که به جمع خانواده اش بر گردد
زئودلغتنامه دهخدازئود. [ زُ ] (ع مص ) ترسانیدن کسی را. زَاءَد. زَاءَد. (اقرب الموارد). رجوع به زاد شود. || ترسیدن . فزع . (اقرب الموارد). رجوع به زاد شود.