انحراف هزینهcost variance, CV 1واژههای مصوب فرهنگستانتفاوت بین هزینۀ بودجهای و هزینۀ واقعی یک فعالیت
خودروِ تجاریcommercial vehicle, CV 2واژههای مصوب فرهنگستانخودروی که در جریان یک برنامۀ تجاری برای حمل کالا یا مسافر به کار میرود
کارنامکcurriculum vitae, CV 3, résumé 2 (fr.)واژههای مصوب فرهنگستانچکیدۀ شرح حال افراد شامل مشخصات فردی و پیشینۀ تحصیلی و اطلاعات دیگر
ناو هواپیمابَرaircraft carrier, CV 4واژههای مصوب فرهنگستاننوعی کشتی جنگی که هواگَرد از روی آن پرواز میکند یا بر روی آن فرود میآید
زجرلغتنامه دهخدازجر. [ زَ ] (اِخ ) ابن حصن مکنی به ابومفرج تابعی ، از راویان حدیث است . رجوع به ابوالمفرج شود.
زجرلغتنامه دهخدازجر. [ زَ ] (اِخ ) ابن قیس . یکی از سه تن بود که به فرمان ابن زیاد، حضرت سجاد (ع ) وحرم حسینی (ع ) را بهمراهی سرهای شهدا به دمشق حمل کردند. آن دو تن دیگر محصن ب
زجرلغتنامه دهخدازجر. [ زَ ] (از ع ، مص ) در اصل بمعنی بازداشتن است لیکن در محاوره ٔ فارسیان بمعنی لازم که ضرب و سرزنش باشد مستعمل است . (غیاث اللغات ). ایذا و اذیت و ضرب و شکنج
زورلغتنامه دهخدازور. [ زَ ] (اِخ ) جایگاهی است میان ارض بکربن وائل و ارض بنی تمیم و با طلح سه روز راه فاصله دارد. (از معجم البلدان ).
زورلغتنامه دهخدازور. [ زَ ] (اِخ ) وادیی است نزدیک سوارقیة. (منتهی الارب ) (آنندراج ).- یوم الزور ؛ روزی است مر بکررا بر تمیم لانهم اخذوا بعیرین فعقلوهما و قالوا هذان زورانا لن
زورلغتنامه دهخدازور. [ زَ ] (ع مص ) زیارت کردن . (ترجمان القرآن ) (تاج المصادر بیهقی ) (دهار). زُوار. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (از منتهی الارب ). رجوع به زُوار شود.
زورلغتنامه دهخدازور. [ زَ / زُو ] (اِ) در اوستا عبارت است از نیاز مایع، مثل آب و شیر و غیره که در هنگام رسومات مذهبی بکار برده شود و بخصوص آب آمیخته به شیر که در وقت یشنه کردن
وی .سی .دیفرهنگ انتشارات معین[ انگ . ]V.C.D (اِ.) 1 - نوعی دیسک فشرده که تصویر و صدا بر روی آن قابل ضبط و پخش است ، ویدیو سی دی .
فضای رأسیvertex spaceواژههای مصوب فرهنگستانبرای گراف (V, E)، فضای بُرداری متشکل از همۀ توابع ازV به C
فضای یالیedge spaceواژههای مصوب فرهنگستانبرای گراف (V, E)، فضای بُرداری متشکل از همۀ توابع از E به C