گیرۀ نعلی ریلguardrail C-clamp, guardrail yokeواژههای مصوب فرهنگستانگیرهای به شکل نعل اسب که برای اتصال ریل حرکت و ریل نگهبان و نگه داشتن فاصلۀ مناسب بین آنها به کار میرود
زمینساز سدگر رُسیclay geosynthetic barrier, geosynthetic clay liner, GBR-Cواژههای مصوب فرهنگستاننوعی زمینساز ناتراوا که بهصورت ورق تولید میشود و در آن ترکیب رُسی از عبور آب یا دیگر سیالات جلوگیری میکند
زجللغتنامه دهخدازجل . [ زَ ] (ع مص ) انداختن . (منتهی الارب ) (از صحاح ) (ناظم الاطباء) (المصادر زوزنی ص 5). افکندن . و از زجل بدین معنی است «لعن اﷲ امازجلت به »؛ یعنی لعنت خدا
زجللغتنامه دهخدازجل . [ زَ ج َ ] (ع اِ) بازی . (منتهی الارب ) (ازاقرب الموارد) (از متن اللغة). بازی و لعب . (ناظم الاطباء). || آواز. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). صوت و آوا
زجللغتنامه دهخدازجل . [ زَ ج ِ ] (ع ص ) مرد بلندآواز. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). آنکه از شادی بانگ بلند بر آورد. (از متن اللغة). و رجوع به قاموس و تاج العروس شود. || بازی ک
زجللغتنامه دهخدازجل . [ زُج َ ] (ع اِ) ج ِ زجلة. (از لسان العرب ) (از اقرب الموارد) (از تاج العروس ). لبید گوید: کحزیق الحبشیین الزجل . (از لسان العرب ).
زجلفرهنگ انتشارات معین(زَ جَ) [ ع . ] 1 - (مص ل .) آواز خواندن . 2 - (اِ.) آواز. 3 - طرب ، نشاط . 4 - نوعی شعر.
زؤوللغتنامه دهخدازؤول . [ زُ ئو ] (ع مص ) زال زوالاً و زؤولاً و زویلاًو زولاً و زولاناً؛ درگشتن و دور گردیدن از جای . (منتهی الارب ). زوال . (ناظم الاطباء). رجوع به زوال شود.
زووللغتنامه دهخدازوول . [ زُ ] (ع مص ) زالت الشمس زوالاً و زوولاً (بدون همزه ) و زیالاً و زولاناً؛ مایل گردیدن آفتاب از میانه ٔ آسمان . (از منتهی الارب ). رجوع به زوال شود.
دینفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهواحد اندازهگیری انرژی در سلسلۀ C.G.S برابر با نیرویی که به جسمی که جرمش یک گرم باشد شتابی برابر یک سانتیمتر میدهد.
جا خوردنگویش خلخالاَسکِستانی: giris.e دِروی: girisen شالی: giris.an کَجَلی: av.č.and.əst.an کَرنَقی: dəm.and.an کَرینی: girisan کُلوری: damandan گیلَوانی: damand.i لِردی: girəs.a
لِم سهزیرگروهthree subgroups lemmaواژههای مصوب فرهنگستانلِمی در نظریۀ گروهها مبنی بر اینکه اگر C، B،A سه زیرگروهِ گروه مفروض G باشند و دو زیرگروه از سه زیرگروه [C،B،A]، [A،C،B]، [B،A،C]، بهنجار باشند، سومی نیز بهنجا
دریافت نشانک ساموجGPS signal acquisitionواژههای مصوب فرهنگستانفرایند شناسایی ماهوارههای در دیدرس و تعیین نقطة آغاز کد C/A و بسامد دوپلر، ازطریق همبستگییابی با نشانک/ سیگنال تولیدشده در گیرنده متـ . دریافت سیگنال ساموج