سقف آستانۀ تأثیرthreshold limit value-ceiling, TLV-Cواژههای مصوب فرهنگستانحداکثر مقدار مجاز آلاینده در هوا که بههیچوجه نباید از آن فراتر رود
نسبت ظرافتfineness ratio, thickness/chord ratio, t/c ratioواژههای مصوب فرهنگستاننسبت طول وتر بال یا ماهیوار به قطر ضخیمترین قطع آن که بر حسب درصد بیان میشود
زوفالغتنامه دهخدازوفا. (اِ) دوایی است و آن دو نوع میباشد: خشک و تر.خشک را زوفای یابس می گویند و آن به برگ سنای مکی می ماند و بهترین وی آن است که از کوه بیت المقدس آورند و آن به
زوفافرهنگ انتشارات معین[ ع . ] (اِ.) گیاهی است پایا از تیرة نعناعیان که به حالت خودرو می روید.ریشه اش ض خیم و منشعب و ساقه هایش نسبتاً چوبی و برگ هایش کوچک و متقابل و نوک تیز و بسیار
زوفافرهنگ فارسی عمید / قربانزادهگیاهی پایا و خودرو با برگهای کوچک و معطر و گلهایی به رنگهای مختلف که به عنوان اسانس یا دارو به کار میرود.
زوفاHyssopus, hyssopواژههای مصوب فرهنگستانسردهای از نعنائیان شامل گیاهان بوتهای یا درختچهای کوتاهقد و معطر و با گلآذین سنبله و انتهایی و گلهای آبی یا ارغوانی یا صورتی و جام گل دولبهای قیفیشکل و
زوفانواژهنامه آزادنشاط اور-شادی بخش. (اسم پسر) کسی که پر شور و شوق است نشاط اور-شادی بخش. (اسم پسر) کسی که پر شور و شوق است
زوفای برگباریکHyssopus angustifoliusواژههای مصوب فرهنگستانگونهای زوفا به شکل گیاه بوتهای به ارتفاع 30 تا 40 سانتیمتر با ساقههای فراوان چهارگوش و برگهای خطی باریک و گلآذین خطی انتهایی با گلهای یکطرفه و بنفش یا
زوفای داروییHyssopus officinalisواژههای مصوب فرهنگستانگونهای زوفا به شکل گیاه بوتهای چندساله با ساقههای فراوان به ارتفاع 12 تا 40 سانتیمتر و با برگهای مجتمع و بیدُمبرگ و نیزهای خطی با لبۀ برگشته و با غده
فیروز فارسیلغتنامه دهخدافیروز فارسی . [ زِ ] (اِخ ) پسر ملا کاوس یزدانی بهی کیش پارسی نژاد بوده . در هندوستان متولد شده و با پدر خود در ده سالگی به ایران آمده ، قرب دوازده سال به تحصیل