زوارلغتنامه دهخدازوار. [ زَ ] (اِخ ) دهی از دهستان اندوهجرد است که در بخش شهداد شهرستان کرمان واقع است و 100 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8).
زوارلغتنامه دهخدازوار. [ زَ ] (اِخ ) زواره برادر رستم زال . (برهان ). نام برادر رستم بوده او را زواره نیز گویند... . (جهانگیری ). رجوع به ماده ٔ قبل ذیل معنی اول و زواره شود.
جزوارلغتنامه دهخداجزوار.[ ] (اِخ ) یا ظهیرآباد. دهی است از بخش حومه ٔ شهرستان ساوه . آب آنجا از قنات تأمین میشود و محصول آن غلات ، انار، گردو، توت ، بنشن و پنبه و شغل اهالی زراع
گزوارلغتنامه دهخداگزوار. [ گ َزْ ] (اِخ ) دهی است از بخش شیب آب شهرستان زابل ، واقع در 15000گزی شمال باختری بنجار و 6000گزی راه مالرو خمک به زابل . هوای آن گرم معتدل و دارای 203