تصویر رایانهایcomputer-generated image, CGIواژههای مصوب فرهنگستانتصویری که با رایانه تولید میشود و معمولاً بهعنوان جلوۀ ویژه به کار میرود
زولهلغتنامه دهخدازوله . [ ل َ/ ل ِ ] (اِ) در همدان صابونیه را گویند. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). فو. (ذخیره ٔ خوارزمشاهی ) (یادداشت ایضاً). به لغت جرجان فو است . (تحفه ٔ حکیم مؤ
زولهواژهنامه آزادنام یکی از ایلات قدیمی کرد در استان کرمانشاه می باشد. دراستان کرمانشاه 14 ایل و یک طایفه مستقل وجود دارد:ایل کلهر، سنجابی، قلخانی ، بان زرده ، کرند ، گوران ، جا
جزولهلغتنامه دهخداجزوله . [ ج ُ ل َ ] (اِخ ) نام قبیله ای از بربر و نام شهری بر کنار دریا در اقصای مغرب مأخوذ از نام قبیله ٔ مذکور. (یادداشت مؤلف ).
زولهیلغتنامه دهخدازولهی . [ ل َ ] (ص نسبی ) منسوب است به زولاه . (از الانساب سمعانی ). رجوع به زولاه شود.
دره زولهلغتنامه دهخدادره زوله . [ دَرْ رَ ل َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان جاپلق بخش الیگودرز شهرستان بروجرد. واقع در 40هزارگزی شمال باختری الیگودرز با 227 تن سکنه . آب آن از چاه و قن
موزولهلغتنامه دهخداموزوله . [ م ُ زُ ل ِ ] (اِخ ) مقبره ای که ملکه ٔ کاریه برای شوهر خود موزول در هالیکارناس پایتخت کاریه ساخت که از حیث بنا و تزیینات یکی از عجایب هفتگانه عالم قد
جا خوردنگویش خلخالاَسکِستانی: giris.e دِروی: girisen شالی: giris.an کَجَلی: av.č.and.əst.an کَرنَقی: dəm.and.an کَرینی: girisan کُلوری: damandan گیلَوانی: damand.i لِردی: girəs.a