زولانلغتنامه دهخدازولان . [ زَ وَ ] (ع مص ) درگشتن و دور گردیدن از جای . || مایل گردیدن آفتاب از میانه ٔ آسمان . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). رجوع به زوال شود.
زولانهلغتنامه دهخدازولانه . [ زَ / زُو ن َ / ن ِ ] (اِ) بمعنی زاولانه است و آن آهنی باشد که بر پای گنه کاران نهند و بر پای ستوران نیز کنند و به ترکی «بخاو» گویند. (برهان ) (ناظم ا
میان زولانلغتنامه دهخدامیان زولان . (اِخ ) دهی است از دهستان آورزمان شهرستان ملایر، واقع در 33 هزارگزی باختر شهر ملایر با 426 تن سکنه . آب آن از قنات و راه آن مالرو است . (از فرهنگ جغ