زگوندفرهنگ انتشارات معین(زِ گُ) [ از آلما. ] (اِ.) علامتی به شکل « » که در بالا و سمت راست حروف مشخص کنندة نمادهای ریاضی قرار می گیرد و آن ها را از نمادهای متناظرشان متمایز می کند.
گوزگندلغتنامه دهخداگوزگند. [ گو /گ َ ] (اِ مرکب ) بر وزن نوش خند، سخنان لاف و گزاف و دروغ را گویند. (برهان ). سخنان هرزه . (رشیدی ). سخنان هرزه و بد و زشت . (انجمن آرا) (آنندراج )
زوندلغتنامه دهخدازوند. (اِ) آسوندار. (فرهنگ فارسی معین ). نامی است که در اطراف رشت به «انجیلی » دهند. رجوع به جنگل شناسی ساعی ج 2 ص 182 و انجیلی شود.